خرید بک لینک
یه مرد واقعا چه ملاک هایی میتونه داشته برای پیدا کردن شریک زندگیش؟سیرت زیبا؟باطن خوب؟زن قانع؟ زن با درک؟زن تحصیل کرده؟عاطفه تو هیچوقت نیازی به داشتن این ملاکها نداری! تو خود عشقی!!!جز عشق چی میتونه یه آدم رو خوشبخت کنه؟ چی میتونه یه دل شکسته رو خوب کنه؟ چی میتونه به یه آدم امید به زندگی بده؟ مگه چیزی جز عشق میتونه درمان همه ی دردها باشه؟ تو خود عشقی!خود خودشی! تو درمان همه ی دردهای منی. تو امید و نفس منی! تو قلب و روح منی.... تو همین نفسی که میاد و میره... نبودت یعنی نبود من! زندگی فقط و فقط با عشق میتونه برای من معنا داشته باشه پس تو تمام معنای من و زندگی منی...از ته قلبم میگم که "عاشقتم".

برچسب: بهترین,میتونستم,پیدا, نویسنده: نیکان شریفی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 14:31

عشقم من تو رو خیلییییییییییییییییییییییییییی دوست دارررررررم، خیلییییییییییییی زیاد. میمیرم براتتتت. زندگیمیییییییییییی.شب زیبات بخیر عمرم.... بدون بیادتم هرلحظه....

برچسب: دوستت,دارم, نویسنده: نیکان شریفی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 14:31

وقتی ازت خواستم منو به غلامی قبول کنی ، فرداش باید میومدم دانشگاه و واقعا از شب تا صبح تماما داشتم به تو فکر میکردم و هر لحظه تجسمت میکردم... اینجور موقع ها قلبت همش میزنه!خیلی هیجان داشتم که ببینم فردا تو چجوری باهام صحبت میکنی و چجوری بهم نگاه میکنی. وقتی اومدم دانشگاه و تو رو دیدم واقعا فهمیدم که تو بی نظیری! حتی نگاهمم نمیکردی از فرط حیا و اون محجوب بودنت!شاید برای من سخت بود اون لحظه چون دلم میخواست نگاهم کنی اما پس ماجرا زیبایی وجودی تو بود و بس!! عشقم تو بهترین منی! بهترین!

برچسب: درخواستم,بخیر, نویسنده: نیکان شریفی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 14:31

یادمه بعد از اینکه قبول کردی بیام تو زندگیت همش منتظرت بودم .... همیشه و هر لحظه...

یادمه که همش جفت پا میپریدم روی گوشیم. اصلا کارم شده بود. فقط کافی بود گوشیم صداش بیاد با سرعت 180 کیلومتر در ساعت شیرجه ی پیتر اشمایکلی می زدم روش و سریع چک میکردم که تویی یا نه ...

اخ که چه هیجانی بود و هست ....

برچسب: هیجانی,داشتم, نویسنده: نیکان شریفی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 14:31

اولین باری که رفتیم بیرون نگاهم ، حواسم و دقتم همش روی تو بود. وقتی از خیابون میخواستیم رد بشیم کم مونده بود خیابون رو ببندم تا تو با خیال راحت رد بشی. یادته قرار 30 دقیقه ای شد 2 ساعته؟ حقیقتا خیلی زود میگذشت خیلی. گذشت زمان رو اصلا حس نمیکردم... زیباییت زمان رو هم به چالش کشید ... قلب منم عشقمخلاصه اینکه اون روز یکی از بهترین روزهای زندگیم بود. روزی که اولین بار با عشقم رفتم بیرون ... لحظه ای که چند ماه براش بیقرار بودم. همیشه بیقرارم میکنی عاطفه ی من

برچسب: اولین,باری,رفتیم,بیرون,یادته؟, نویسنده: نیکان شریفی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 14:31

بخاطر تو با محمود اومده بودم کمک کنم. یادمه سعی میکردم بتونم براتون یه کاری کنم.رفتم آجر اوردم خخخخ که بذارید پایه ی سفره اتون. خودمو خاکی کردم حقیقتا من چقدر خل توام آخه؟! خل و چلتم عشقم.یعالمه هم گل بازی کردم تا ببینم میشه آرامگاه بسازم یا نه ولی حیف نشد... ببخشید که نشد.یکی از خاطرات قشنگمونه واقعا اون روز.... هر لحظمون قشنگ بود و هست عشقم

برچسب: یادته,نمایشگاه,سفره, نویسنده: نیکان شریفی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 14:31

چه روز خوبی بود اون روز....

خیلی عاشقانه بود. بعد از ناهار جالبی که خوردیم و مبارزه با زنبورها رفتیم و نشستیم روی نیمکت و بهم خیره شدیم و حرف زدیم از آیندمون....چقدر لحظه های قشنگی بود حرف زدن از آینده و رویاهامون.واقعا چه روزای قشنگی با هم تجربه کردیم.حس عجیبی بود اون روز.... یه حسی که هیچوقت برام اتفاق نیفتاده بود عشق زندگیم...

برچسب: اشکنه, نویسنده: نیکان شریفی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 14:31

خیلی خیلی عاشقتم.... خیلی زیاد

تو همیشه کنار منی و بهم قوت قلب میدی ....

همیشه باهام پا به پا میای عشقم و هیچوقت جا نمیزنی.توی هر لحظه و توی هر سختی تو همراه منی، آرامش منی، امید منی....

ای سراپا عاطفه جز یاریت یاری ندارم.......

برچسب: همیشه,کنارمی,میده, نویسنده: نیکان شریفی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 14:31

همیشه تو زندگیم ارزومند حضور کسی کنارم بودم که به اهدافم به رویاهام ایمان داشته باشه...

یادته روزی رو که بهت گفتم زندگی کنار من سخته و سخت خواهد بود؟ تو بهم نگاه کردی و گفتی تا آخرش هستی..

حقیقتا از همون لحظه کنارم بودی و موندی و خواهی بود...

این اولین قدم موفقیتم توی زندگی بود که یک همراه همیشگی و عاشق داشته باشم... کسی که با زل زدن به چشمهاش تمام ناملایمتی ها و تمام سختی هارو فراموش کنم...

برچسب: سختم,کنارمی, نویسنده: نیکان شریفی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 14:31

نمیدونم چرا وقتی نگاهت میکنم همش دلم میخواد قربونت برم.فکر کنم بخاطر اینه که تو خیلی شیرینی. تو خیلی قندی!!!واقعا با نمکیییی! چشمای درشت و کشیده. مماخ گرد ، چال لپ قشنگ! آخ که چقدر تو شیرن و عزیزی خانومممم!!خیلی دوستت دارم خواستنی من.دیدنت برام آرام بخشه و این تجربه رو با هیچ چیزی نمیتونم قیاس کنم.آرام بخش جون خودمی

برچسب: وقتی,نگاه,میکنم,میخواد,قربونت, نویسنده: نیکان شریفی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 14:31

صفحه بندی